بیبن خواهری یه چیزایی تو زندگی پیش میاد که... ولی تو چرا؟ تو خودتو بکش کنار. . . . 20 دقیقه بعد!! خواهری, لیلای خودم اعتراف می کنم بدجور دلم تنگ شده بود که محکم بغلت کنم !
پ.ن:نتیجه حرفای من و امیر بود.می دونم که خیلی خلاصه بود! هیچکس هم چیزی نفهمید !
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت
18:24 توسط لیــلی|
| Design By : Night Skin |

