5شنبه . ۱۰صبح
از اتوبوس که پیاده شدم یکدفعه هوس پفک کردم! رفتم تو سوپر و به بسته های رنگی چیپس و پفک خیره شدم.دلم از همون پفک نمکی های مینو می خواست ولی دیگه خبری از اون بسته های نارنجی ساده نبود! مثله همیشه چند تا میمونک موتور سوار!!! خریدم و راه افتادم به سمت خونه.تا رسیدم بسته شو باز کردم و تند تند برای جبران قدیما خوردم!!! 4شنبه شب و من امروز باز هم حوصله کلاس نداشتم و نرفتم. به بهـــ .... بگین بره حذف کنه! اینم نتیجه کلاس نرفتن. کلاس مدیریت هم تو نمازخونه بودم و آهنگهای مخصوص حال و هوای خودم... و کلاس شیرین تعمیر و نگهداری...امتحان شفـــــــــــاهی و تحویل پروژه! که از هیچکدوم خبری نشد! 3شنبه صبح آخخ.چقدر هوس بستنی کردم! از همونایی که موقع دوچرخه سواری با افروز می خوردم! آلبالویی! . الهــام: لیلی حوصله نداشتم.کلاس بیان نرفتم!کلا هم نمی خوام امروز کلاس برم.الان هم پرومام!!!قرار بذاریم بریم بیرون؟ -5 شنبه خوبه؟ آره -پس به ساناز هم بگو! 3شنبه عصر.کلاس متره لیلی؟ -هوم؟ فردا امتحان! -خوب؟ خوب نداره! -پس چی داره؟؟ هیچی بابا ! نقاشیتو بکش. . -بچه ها شنبه بریم همایش؟؟؟ جدیده؟ -آره! پس بریـــــم! 3شنبه شب -مـ... جونی شما پس کی میاین مشهد؟ رزرو بود.این هفته وقت نداشتم.اگر بتونم تعطیلات خرداد! نمی خوام تو امتحانات باشه. -چقدر هم که برای من امتحانام مهمه!!! (چرا انقدر بیخیال شدم من؟؟؟) لیلی تو خیلی شبیه خودمی!! بیام پیشت برات تعریف می کنم!!!
| Design By : Night Skin |

