تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 109.


روزنوشت های یک عدد لیلی

فقط برای مشورت رفته بود ولی نمی دونم چرا حالش بد شد.فشارش 21 بود.بستری شد تو اورژانس بیمارستان جوادالائمه و بدون نوبت آنژیو ...

شب پیشش موندم.نمی تونستم بخوابم.
آروم بودن اون شب و مدیون کتاب دفترچه ممنوعه م.147 صفحه ش خونده شد.
شاید روزی من هم یک دفترچه ممنوعه داشته باشم...
.
.
.


 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:47 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------