تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 113.


روزنوشت های یک عدد لیلی

چقدر دوس داشتم کسی و داشتم تا می تونستم تموم حرفام حتی حرفای ته تهای دلم و بهش بگم...

کسی که حرفام فقط و فقط برای خودش می موند....

خسته شدم از بس حرفام و روی کاغذ نوشتم و بعد شروع کردم به ریز کردن کاغذ و در نهایت روونه

سطل آشغال کردنش


نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 23:25 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------