تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 132.


روزنوشت های یک عدد لیلی

چرا 14 اسفند انقد خوب بود؟

از صبح خوب شروع شد و تا آخر آخرش هم عالی بود.صبح جودی و دیدم.

الماس شرق...31341(یا یه چیزی تو همین مایه ها)

اولین جمله ت و یادم نمیره.پس اون لیلی تویی!!

یه جودی با همون روحیه ای که حدس میزدم...پر انرژی...شیطون و فوق العاده راحت...

دوست دارم دختر...

.

.

.

هر چه به آخرای 14 اسفند نزدیک می شدم بهتر میشد...

و حتی اولین sms ها در 15 اسفند...


نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 14:11 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------