تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 149.


روزنوشت های یک عدد لیلی

گهگاه پارتی مون به بهترین شکل برگزار شد!

اسما سنگ تموم گذاشت.

دلم برای این جمع 5 نفره تنگ شده بود.

همون خنده های تموم نشدنی...همون جینگولک بازی ها ولی با آهنگهای جدید!!!...همون داستانها...

ولی اینبار با حرفهای جدید از من و مهسا...و با خیااااال راحت..............!

.

.

.

نمیدونم اسما چی از من و تو گفت...!؟


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:0 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------