اسما سنگ تموم گذاشت. دلم برای این جمع 5 نفره تنگ شده بود. همون خنده های تموم نشدنی...همون جینگولک بازی ها ولی با آهنگهای جدید!!!...همون داستانها... ولی اینبار با حرفهای جدید از من و مهسا...و با خیااااال راحت..............! . . . نمیدونم اسما چی از من و تو گفت...!؟
گهگاه پارتی مون به بهترین شکل برگزار شد!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت
0:0 توسط لیــلی|
| Design By : Night Skin |

