تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 161.


روزنوشت های یک عدد لیلی

نمیدونم امروز چرا آهنگ وبلاگم و قطع کردم و فقط میخواستم نامجو گوش کنم و بعد از اون شجریان...

دلم تنگ شده بود برای زلف بر باد مده...

برای تار حسین علیزاده...


ولی دیگه بیشتر از این به عقب برنگشتم!!

فقط در همین حد کافی بود.

خاطره های قدیمی و دوست ندارم و بهشون کاری ندارم.

ولی...

امروز چندمه؟

فروردین امسال تا الان برام عالی بوده.

نمیخوام بهش فک کنم شایدم کمی!

در حد یه لبخند بدون اشک و یاداوری اینکه چقدر دوست داشتم...

اینکه چقدر دوست داشتم هنوز پیشمون بودی.

اینکه چقدر الان جات خالیه.

اینکه اگر الان بودی چقدر کمکم میکردی.

دلم برات تنگ شده نیلو.

آروم آروم باشی.


پ.ن1:قالب وبلاگ عوض شد فقط به خاطر اینکه این یکی سفید بود!

پ.ن2(ساعت 10 شب):خوبم.آرومم.خوش گذشت.با افروز کلی خندیدم به خاطر مسخره بازی های همیشه مون.ولی نمیدونم چرا حوصله ندارم.نمیدونم چرا تا رسیدم خونه همه اون انرژیم از بین رفت.همش و گذاشتم دم در و امدم تو خونه!

پ.ن3:حذف شد.


نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 12:47 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------