تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 165.


روزنوشت های یک عدد لیلی

شازده کوچولو خوندن چقدر چسبید...

من گل...تو شازده کوچولو...من تو رو اهلی کردم...تو من و ...

.

.

.

چه هوای خوبی...

بهار...نسیم...بوی بارون و کاج ها و سروناز حیاط خونه...

تا چند روز دیگه هم بوی اقاقیا...

امشب بعد از مدت ها در تراس و پنجره اتاقم و باز کردم...

.

نفس بکش!


نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:35 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------