من گل...تو شازده کوچولو...من تو رو اهلی کردم...تو من و ... . . . چه هوای خوبی... بهار...نسیم...بوی بارون و کاج ها و سروناز حیاط خونه... تا چند روز دیگه هم بوی اقاقیا... امشب بعد از مدت ها در تراس و پنجره اتاقم و باز کردم... . نفس بکش!
شازده کوچولو خوندن چقدر چسبید...
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت
0:35 توسط لیــلی|
| Design By : Night Skin |

