تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 178.


روزنوشت های یک عدد لیلی

امروز به خیر گذشت!

بازم مثله هر هفته.به خستگیه بعدش می ارزید.

کمی از کارای تحویلیم اشکال داشت که وقت داد بهم.

کارای ابراهیمی هم که نمره کامل گرفتم.

امتحان نرم افزار هم که پرید.استاد اصن یادش نبود.

امروز با خودم فک میکردم که چه بچه خوبی شدم!!!

دیگه خبری از کلاس دودر کردن و تحویل ندادن کارا نیس!!!!

همه چیز مرتبه مرتبه.

تمام پروژه ها و کلاسا و امتحانا رو با جدیت دنبال میکنم!!!چه خوشم!

یاد کلاسای فانی بخیر!

همه کارا رو تو 2,3جلسه انجام میدادم.

.

.

فردا امتحان اندیشه2 !107 صفحه.

حس این یکی نیس!

ولی ظاهرا چاره ای نیس.


.

.

.


چقدر دیشب اعصابم خرد بود.

هم به خاطر این همه درس که بازم مجبور شدم مهمونی نرم.

هم به خاطر 5شنبه ای که داره میاد و معلوم شدن نتیجه application!

(دلم برات تنگ شده)....(منم دلم برات تنگ شده)

هم به خاطر رفتن 3,4 ماه دیگ ت و یه عالمه فکری که به خاطرش از الان اومده تو سرم.

(قول میدم دیگه در موردش فکر نکنم!!!)

.

.

.

بیخیال!

چه نتیجه گیری خوبی.


پ.ن1:فردا کجا بریم؟

پ.ن2:نداریم.

پ.ن3:جوجو,گل,فرشته....49%


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:1 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------