وای چقدر امروز به این حرفت خندیدیم!!!بازم ماهارو مورد لطف خودت قرار بده! . . . امروز به یاد روزای 2سال پیش با هم بودیم و خندیدیم.سعی کردیم از تک تک دقایق استفاده کنیم. ماجرای همایش امروز واقعا تبدیل به یک خاطره جالب شد.کم مونده بود وسط خیابون بیافتیم از خنده! شام...کادو...بستنی! . چقدر عالی بود امشب.کلی دوسش داشتم. پ.ن1:چرا این راپیدا هر کار میکنم جوهرشون خاکستریه!!؟؟ پ.ن2:به قول 2 نفر:طفلکی ضایـــــــــع شد!!! پ.ن3:thank you for my magnificent life mr خدا!این برای شما بود.
نه!هر روز به یادتیم!!!!خیالت راحت!
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
23:36 توسط لیــلی|
| Design By : Night Skin |

