تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 185.


روزنوشت های یک عدد لیلی

چه بغض تلخی بود.

فک نمیکردم با اهنگ cinema paradiso گریه م بگیره!!!

چرا یه دفعه اینجوری شد؟؟

چشای افروز هم اشکی و قرمز شد.


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 23:3 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------