چشمام خسته شد.یه چشمم به سایتهای معماری بود و پاورپوینتش یه چشمم به لینکهایی که بچه ها تو فیس بوک میذاشتن و بالاترین و ... دیروز امیرسام پیشم بود.یه چیزی شده تو مایه های نخود فرنگی و آلوچه!! آخ از وقتی که باهاش حرف میزنم و اون آواز میخونه... کاش علی هم بود و میدیدش... با اون چشمای بزرگ سیاهش!موووووووش! . امروز با میکی حرف زدم.گوش و گرفته و میگه:من اومدم مکه.توام بیا با هم بازی کنیم!!! تا چند روز دیگه قراره دوچرخه دار بشه! . از شبی که مناظره موسوی و محمود جان!!!تموم شد هر شب سجاد شلوغه.همش سوت و بوق و شعار. هر خبری میشه همیشه ختم میشه به سجاد و چهارراه بهار. هر شب تا 2 ادامه داره!تو رو خدا بذارین بخوابیم! . چه همه خبر عروسی و دامادی از بچه های دانشگاه امروز بهم رسید! چه خبره باباااا!چه عجله ایه؟؟؟؟ آخه 5 نفر تو این 2 ماه؟؟؟؟ . پ.ن1:ادب مرد به از دولت اوست پ.ن2:دولت انگلیس به زبون خودمونی:ما کی عذر خواهی کردیم؟؟؟
| Design By : Night Skin |

