تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 220.


روزنوشت های یک عدد لیلی

بعد از چند روز میرم یه سر به ایمیل هام بزنم.

نتیجه یه هفته سر نزدن شده 68 تا ایمیل نخونده.اکثرا شده در مورد انتخابات و ماجراهای پیش اومده و فیس بوک...

یادم میاد 6 ماهی هست به مسنجر وصل نشدم چون skype خیلی بهتره!

تا ایمیلام و میخونم میبینم کنارش نوشته 3 نفر انلاین و مقادیری آف!

میخونم...میخونم...میخونم تا به یه آفلاین میرسم

4 رقم آخر موبایلتو بزن و بخون!داشتم فک میکردم کدوم 4 رقم؟اون قبلیه؟ایرانسل؟یا این یکی؟!!؟!؟

میزنم و درست در میاد.میخونم.


آره...یادمه.همش و یادمه.خندم گرفت.از قسمت برف پاروووو میکنیم.یادش بخیر.نمیدونم با فیلماش چی کار کردم.اصلا داشتمش یا نه!

دوران خوبی بود.خوش گذشت.خندیدیم.گریه کردیم.قهر کردیم.عصبانی شدیم.ناراحت شدیم!بشقاب داغ خوردیم تا رسیدیم به اینجا و الان و این شرایط.

نمیدونم.نمیدونم.ن م ی د و ن م


کمی نرم افزار برای امتحان فردا خوندم.فردا ساعت 6 آخرین امتحان و شروع خوشی های من.

وحید میره تهران.باید برم دنبالش ساعت 6:30.

شب امیر سام میاد اینجا.همون نخودفرنگیه سابق و کلوچه فندقیه فعلی!!البته امیدوارم.باید باهاش بازی کنم و شیر خشک درست کنم و بخوابونمش تا خان داداشی و عیال مربوطه!!! از مهمونی برگردن.

هفته دیگه شاید یه سر زدم به تهران تا ببینم چه خبره!


مقدار زیادی بی حوصله م.برم سراغ نرم افزار.


فعلا.


نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:39 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin