تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 221.تابستون خودم و اینجوری میخوام بگذرونم!


روزنوشت های یک عدد لیلی

چقدر موهام و دوس دارم.تا حالا انقدر بلند نشده بود.فکر کنم یک ماه دیگه باید 20 سانتی کوتاه کنم تا بشه مثله پارسال!البته شاید هم لازمشون داشتم و نگهشون داشتم!

امروز صبح پروژه پرداخت قبض ها تموم شد.من نمیدونم چرا با تلفن پرداخت نمیکنم و دوس دارم نیم ساعت تو صف باشم!!!

و بعد از اون هم قیمت کیف لپ تاپ مهسا و البته رفتن سوپر کامپیوتر گرفتن لیست قیمت ها.

بازم به این نتیجه رسیدم که علی بیاره بهتره.البته اگر علی بتونه بیاد با این وضعیت ایران و انگلیس!

دیشب بعد از تموم شدن امتحان با مهسا و افروز رفتیم پروما و بعد هم قرار گذاشتیم برای شنبه و همایش!


کلاس زبان فشرده پر شده بود و من هم حوصله اینکه 3 ماه وقت بذارم برای کلاسای معمولیش و ندارم.کتاب اسما رو گرفتم تا بخونم ترم مهر دوباره مصاحبه و افتادن 2 ترم بالاتر!البته امیدوارم!

کلاس تنیس هم برنامه هاش و گرفتم.یا مهسا میاد یا افروز!

اون یکی کلاس هم!!!! هنوز جایی براش پیدا نکردیم که 3 تایی با هم بریم.

احتمالا یه کلاس دیگه هم میریم 3 تایی!!!

یه وقتی هم باید بذارم برای کلاس اسکیس و راندو که من,مهسا,نگار و فرانک میخوایم بریم!

و البته یه وقتی هم برای استخر!که دلم به شدت برای استخر و شنا و مربی هام تنگ شده.


امروز تو راه آقای معتمدیان و دیدم.معلم دیفرانسیل پیش دانشگاهی.چقدر دلم براش تنگ شده بود.و بعد از اون هم طناز.اونم به شدت مشغول درس خوندن بود و منتظر کنکور.


پ.ن1:تا اینجا که خوب بوده.


نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 13:38 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------