والبته 5 کیلو شکلات وحید.هنوز بعد از این همه سال نفهمیدم این نذر چند ساله وحید,روز تولد امام رضا فلسفه ش چیه.خب البته احتمالا هم نباید بفهمم وگرنه تا الان فهمیده بودم!!!
از صحنی رفتیم که ا.ن دیروز اونجا سخنرانی داشت.یاده عکساش افتادم و استقبال گرم مردم مشهد!!!که صحنی که 80000 نفر میتونن توش باشن حتی 1/4 هم پر نشده بود!!!بعد اخبار میگه سیل چمعیت!
خنده م گرفت از حرفهایی کسی که صداش تو صحن داشت پخش میشد,روضه میخوند و گریه میکرد!!! حتی روز عید هم دست بردار نیستن!!
تو صحن جمهوری بودم که یاد مرهم و جودی افتادم و 2 تا اس ام اس...
برگشتن از جاهایی رفتیم که تا حالا نرفته بودم...بازار سرشور!باحال بود.یه روز باید برم بافت قدیم مشهد و ببینم تا به لطف شهرداری و میراث فرهنگی و پروژه میدون شهدا نابود نشده!
امروز صبح عقد نازنین و علیرضا بود...برای هزارمین دفعه خوشحالم...و البته برای هزارمین دفعه آرزوی خوشبختی شون و میکنم...
پ.ن1:تو آشپزخونه نشستم.با آهنگ مرا ببوس ویگن و البته همخوانیه من و مامان, پروژه روستا رو تایپ میکنم!
| Design By : Night Skin |

