تبليغاتX
روزنوشت های یک عدد لیلی - 291.


روزنوشت های یک عدد لیلی

بین خودمون بمونه ولی کم کم داره گریه م میگیره از این همه کار!

پروژه روستا هر روز داره سخت تر میشه.یه پام آرشیو دانشگاس یه پام بنیاد مسکن یه پای دیگه م! جهاد کشاورزی برای مورفولوژی تازه اگر بازم پا داشتم باید برم گراخک!!

بعد از اون طرح! پروژه آخر ترم کم بود که حالا باید لابی طراحی کنیم و بعد هم پارک!

عناصر و جزییات هم که پروژه خودش و داره! در به در دنبال پلان و مقطع و اطلاعات کامل پله چوبی م.

قوز بالا قوز پروژه تحلیل فضای شهری...گودال باغچه بین 2 ساختمون معماری و تحلیل کنیم و بعد هم طراحی یه گودال باغچه جدید و بی عیب و نقص با اطلاعات کامل...

زبان تخصصی و سازه و معماری معاصر و مبانی هم که واسه خودشون پروژه ای شدن!!!!

فردا باید لابی و تحویل بدم.پلانش حاضره ولی حوصله با مقیاس کشیدن و مقطع و پرسپکتیو ندارمو بعدش هم راندو... s-:
الان از دانشگاه اومدم,خسته و کوفته,الانم باید برم بیرون...!فردا 8 صبح هم کلاس دارم!

اووم


نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:38 توسط لیــلی|


Design By : Night Skin

--------------------------------------------------------------------------------